دو نکته در این فینال جالب بود!! یکی اینکه 8 تا بازیکن یونتوس توی فینال جام جهانی بازی کردن و تیم قراره بره سری B و اينکه لیپی پنالتی‌ها رو یه در میون داد به بازیکن‌های راست‌پا و چپ‌پا. و همش گل شد.

 

و البته نحوه خداحافظی زیدان با بازی‌ فوتبال!!

  
نویسنده : MM ; ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٥
تگ ها :


شروع مجدد!

آخرهای جام جهاني، گويا شروع ديگری است برای نوشتن در اينجا!

اميدوارم!

  
نویسنده : MM ; ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٥
تگ ها :


نگاهي به فوتبال اروپا (1)

از ونگال شروع مي كنيم. با فرگوسن و هيتسفيلد و دل بوسكه و ونگر ادامه مي دهيم. تا فوتبال ايتاليا.
هر سيستم جديدي كه در فوتبال ظهور مي كند با يك قهرماني همراه است. يا حداقل با يك شگفتي. و آغاز كار ونگال نيز همين طور بود. ستاره هاي جوان آژاكس با مربي گري او جام قهرمانان را فتح كردند. و شگفتي و قهرماني باهم. نسل جديد فوتبال هلند با آژاكس او به جهان معرفي شد. كلايورت، برادران دي بوئر، داويدز، كوكو، ‌رايزيگر، ‌وندرسار و الخ.
سيستم او بر تهاجم استوار بود. كه با استعداد بازيكنان هلندى همخواني داشت. و با انتظار مردم هلند از فوتبال. نوآورى اين سيستم نگه داشتن تيم در حالت تهاجم بود. بيش از حد معمول. كه به تيم مقابل فرصت تدارك تهاجم را نمي دهد. و به مدافعان امكان دفاع هوشمندانه را. چرا كه تهاجم طولاني با تعداد مهاجمان زياد مدافع را خسته كرده و آنها را در جاگيري دچار مشكل مي كند. تهاجم بيش از حدي است كه مدافع انتظارش را مي كشد. و اين همه چيز را در خط دفاع به هم مي ريزد.
ونگال به بارسلون آمد. و همراهش تعدادي از ستارگان آژاكس. مربي هلندي سيستم 3-3-4 خود را در بارسلونا به طور كامل پياده كرد. با كمك ستارگان آژاكس كه تجربه اين سيستم را داشتند. و بازيكناني چون ريوالدو، ‌فيگو ‌، انريكه، گوارديولا.


كلايورت
فيگو                         زندن
انريكه      ريوالدو

كوكو
ر.دي بوئر                              سرجي

گوارديولا        ف.دي بوئر
هسپ


انريكه و ريوالدو در تهاجم – كه بيشتر زمان بازي بود– به خط حمله اضافه مي شدند. و تيم با پنج مهاجم حمله مي كرد. ونگال علاقه خاصي به استفاده از دو نفر در هر گوشه از زمين را داشت. رونالد دي بوئر و سرجي بيشتر از اينكه مدافع باشند بازيكن مياني بودند. و در حمله ها به فيگو و زندن كمك مي كردند. در حقيقت تيم با دو مدافع بازي مي كرد. كه گاهي گوارديولا نيز به خط مياني اضافه مي شد. گماشتن دو بازيكن در هر گوش باعث مي شد آنها بتوانند بدون احتياج به كمك بازيكنان مياني از گوشه ها هجومي را تدارك ببينند. كه اين خيل مهم بود. و شايد يكي از نكاتي كه مقلدان اين سيستم زياد به آن بها ندادند.
در اين سيستم مدافع پوششي وجود ندارد. و اين وظيفه به دروازه بان محول مي شود. وندرسار دروازه بان آژاكس استاد اين كار بود. و هسپ دروازه بان بارسا در اين كار كاملا ناشي. و شايد اساسي ترين نقطه ضعف بارسا همين بود...


سكرتر

  
نویسنده : MM ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٢
تگ ها :


دوره جديد

تعطيلات و وقت بيشتر تابستون مهلتيه واسه بيشتر نوشتن. از همه چي. اگه اينجا عمومي تر بشه خيلي بهتره. يعني آدماي بيشتري بنويسن. كه زود به زود آپ ديت بشه.
اومدن بكام به رئال. رايكارد به بارسلون. و خيلي حرفاي ديگه،‌ از ليگ ايران تا بررسي چند ساله بعضي از مربي ها. اگه حالي هم باشه ادامه تك نگارى ها.

سكرتر

  
نویسنده : MM ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ تیر ،۱۳۸٢
تگ ها :


فيگو ( از بارسا تا رئال )

قراربود محمد قسمت دوم فيگو رو بنويسه و اين کار حدود ۲ ماه ( !! ) طول کشيد . من و بروبچ هم که ديگه حوصله مون سررفته بود تصميم گرفتيم يه کاری بکنيم تا ... و از بد ماجرا دقيقا همان روز که اين مطلب برای قرار دادن در وبلاگ آماده شد او قسمت دوم را نوشته بود !!! من هم نامردی نکردم و بعد از چند روز مطلب خودمو گذاشتم اينجا ! تا اون باشه بدقولی نکنه !بخونيد و هرچی از مطلب بدتون اومده به اون فحش بدين !!!


« مهدی »


دوران طلايي بارسا با درخشش فيگو ريوالدو زندن كلايورت و لوئيز انريكه و با هدايت لوئيس ون گال با قهرماني در ليگ سراسري اسيانيا ( لا ليگا ) و يشت سر گذاشتن رقيب ديرينه يعني شاهزادگان مادريدي ادامه يافت . آنها با درخشش خيره كننده فيگو تا مرحله نيمه نهايي « شامييونزليگ » هم ييش رفتند اما باشكست مقابل « والنسيا » ي تازه اوج گرفته از راهيابي به فينال و بازي مجدد مقابل رئال بازماندند و همين ناكامي شروعي بود بر ناكاميها و تغيير و تحولات چشمگير در سطوح مديريتي باشگاه !
جنگ لفظي بين مديران بارسا و رئال باعث ركناري « لورنزو سانز » رئيس وقت رئال و جايگزيني « فلورنتينو يرز » جاه طلب بود .يرز در آغاز دوران رياستش و در اولين كنفرانس خبري از خريد يك فوق ستاره در آغاز هر فصل خبر داد و در مقابل دوربين رسانه ها اعلام كرد كه دوران طلايي رئال با حضور او آغاز شده و او تمام تلاش خود را براي آوردن ستاره هاي محبوب فوتبال به مادريد به كار خواهد بست و در همانجا با مطرح كردن انتقال فيگو از بارسا به رئال نخستين شوك خود را به جهان فوتبال وارد كرد . خبري كه با ييوستن فيگو در روزهاي بعد رنگ واقعيت به خود گرفت .
بيش از 56 ميليون دلار مبلغي بود كه صرف خريد فوق ستاره محبوب كاتالان بود و علاوه بر آن ركورد دست نيافتني انتقال « كريستين ويه ري » از اتلتيكو به لاتزيو نيز شكسته شد .
مديران رئال كه سرمست از اين صيد بزرگ به دنبال بازگشت به دوران طلايي خود بودند تمام وسايل استقبال از « ياغي » را فراهم كردند و در اولين گام ييراهن شماره 10 ققنوس باشگاههاي دنيا را براي مهمان تازه وارد در نظر گرفتند . هواداران رئال كه تا مدتها از فكر شوتها و ياسهاي او آرامش را بر خود حرام مي ديدند براي استقبال از او سنگ تمام گذاشتند و بازيكنان تيم و در راس آنها « رائول » و « هيرو » نيز از حضور او در جمع خود ابراز خرسندي كردند .
از سوي ديگر هواداران دوآتشه بارسا كه نام فيگو و بارسلونا را با هم عجين مي ديدند در واكنش به اين اقدام غوغايي به يا كردند . ابتدا او را به « يول يرستي » و « قدر نشناسي » متهم كردند و سيس به او قول كارناوالي باشكوه در نيوكمب دادند . كارناوالي كه به كابوسي وحشتناك براي او تبديل شد .
بازيهاي ديگر آن فصل براي هواداران بارسا اصلا اهميت نداشت . آنها فقط انتظار ديدار فيگو با لباس سفيد رئال را در نيو كمب مي كشيدند و خود را از ماهها قبل براي استقبالي باشكوه از او آماده كردند :
90 دقيق جهنم فيگو با لباس رئال در مقابل رفقاي قديمي آبي و اناري يوش و با سر و صداي كر كننده بيش از نود هزار تماشاگر خشمگين آغاز شد . اسكناسهايي كه توسط تماشاگران و درنكوهش عمل فيگو در انتقال به دشمن ترين رقيب به هوا ريخته مي شد ... انواع و اقسام ميوه هاي گنديده بطريها و سنگها كه در هنگام حضور او در گوشه هاي زمين و ارسال كرنر به طرفش مي آمد و همچنين سوتهاي ممتد تماشاگران خشمگين در هنگام تصاحب توب توسط او بدترين شب عمر را براي « فيگو » رقم زد ...

  
نویسنده : MM ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :


فيگو (قسمت دوم)

... فيگو به مادريد رفت. رفتن او به رئال با تغيير سيستم رئال همزمان بود. از 2-5-3 و 3-4-3 به 2-4-4 تغيير کرد. برخلاف گذشته، در اين سيستم وظيفه مدافعان بيشتر دفاع کردن است و در کار های تهاجمی کمتر شرکت می کنند. در اين سيستم گوش راست و چپ معنايی ندارد. فيگو در پست هافبک راست بازی می کرد. و تنها وظيفه هافبک راست، مخصوصا در اين سيستم نفوذ از گوشه و ارسال توپ است. (هافبک راست کلاسيک)
بعد از تغيير تيم، هميشه طول می کشد تا بازيکن با تيم جديد اخت شود و در کارهای تاکتيکی خود را با بازيکنان ديگر هماهنگ کند. افزون بر اين فيگو در زير انتقاد شديد طرفداران بارسلونا قرار داشت. بين اين دو تيم علاوه بر رقابت ورزشی مسائل سياسی نيز مطرح است. بارسلونا نماد مخالفان حکومت اسپانياست. و رئال تيم سلطنتی اسپانيا. مثلا تظاهرات گسترده بارسلونايی ها پا پرچم آبی و اناری بارسا در مخالفت با جنگ امريکا و عراق و مشارکت اسپانيا در جنگ، واقعا ديدنی بود.
فيگو خيلی از حاشيه ها دور نبود و بارها هم با هواداران بارسا درگير شده يا با سخنان تحريک آميز خشم آنها را در می آورد. ولی اين کار هيچ وقت در کار حرفه ای او خللی ايجاد نکرد و به جز چند ماه اول حضور او در رئال، اين حاشيه ها تاثيری در بازی او نداشتند.توانايی بالای او در سانتر کردن توپ باعث شد در ماههای اول حضورش در مادريد که با بازيکنان جديد و سيستم جديد آشنا نبود هم بتواند برای رئال موثر باشد. در سال اول بيشتر پاس گل های او از ضربات کرنر يا ضربات ايستگاهی بود. که خب اين ضربات نيازی به هماهنگی با تاکتيک های تيمی ندارند.
اما تغيير مهم بازی فيگو در رئال به دليل تغيير سيستم بازی در رئال بود. فيگو از يک گوش راست به يک هافبک راست کلاسيک تبديل شد. ديگر از او نفوذهای وسط زمين و تحرک زياد او در تمام زمين خبری نبود. نيمی از بازی فيگو (که اتفاقا نيمه زيباتر آن بود) در اين تغييرات از بين رفت. اين اتفاق سالهای بعد برای ستارگان ديگر رئال نيز اتفاق افتاد.
همراه با اين اتفاق مهارت دريبل زدن نيز در فيگو رو به نزول رفت. چرا که در سيستم رئال بيشتر حملات به وسيله پاسهای کوتاه و زمينی شکل می گرفت و ديگر نيازی به دريبل کردن نبود. و شايد هم به همين خاطر اين افت در بازی او کمتر به چشم می آمد.
تا بازی های جام جهانی 2002. در اين بازی ها، فيگو در پرتغال همانند بازی های يورو2000 گوش راست بود. و باز هم از او انتظار می رفت مثل همان بازی ها به راحتی دريبل بزند و از هر جای زمين نفوذ کند. اما فيگو به هيچ وجه بازی های زيبای سال 2000 را تکرار نکرد. پس از اين بازی ها بود که افت آرام آرام و نسبتا مخفی فيگو در دريبل زدن، آشکار شد. بعد از جام جهانی، فيگو سعی کرد اين نزول را جبران کند. اضافه وزن بازی های ژاپن را توانست جبران کند ولی در رئال باز هم چابکی و طراوت بارسلونا را نداشت.
در فصل 2003-2002 دل بوسکه در بازی رئال تغييراتی به وجود آورد. اين تغييرات تقليدی است از سيستم ونگر در آرسنال. مربع هجومی در رئال نيز همانند آرسنال شکل گرفت. البته با تغييراتی که فعلا جای بحثش نيست. فيگو، رائول، رونالدو و زيدان. اينجا نيز فيگو مجبور است بيشتر از قبل دريبل بزند. و اين اجبار باز هم ضعف نسبی او را در اين کار مشخص می کند. هنوز هم زيبا دريبل می زند. اما نه به زيبايی يورو2000.
خيلی وقت ها در دريبل زدن از دست ها استفاده می کند و اکثرا با چاشنی زياد قدرت بدنی دريبل می زند.
مثل آخر فصل هر سال که شايعه آمدن يک ستاره به مادريد به مرور به گوش می رسد و تا لحظه های آخر شايعه تکذيب می شود ولی در آخر ناگهان! به واقعيت می پيوندد، اين روزها خبر از آمدن بکام به رئال داغ است. اگر بکام به مادريد بيايد، بايد ديد سال بعد چه کسی در هافبک راست رئال بازی می کند. آيا فيگو پس از اين همه جنجال و سروصدا در رئال نيمکت نشين می شود؟

سکرتر

  
نویسنده : MM ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :


کارگران مشغول کارند

فيگو قسمت دوم در راهه.... کلی هم راجع به رئال مادريد.... فقط يه توصيه:
« طرفداران رئال که بيماری قلبی دارن از خواندن دو تا مطلب آينده کاملا پرهيز کنند.» من جمله ايشون و همين ايشون!!

سکرتر

  
نویسنده : MM ; ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢
تگ ها :


فيگو (قسمت اول)

محبوب، منفور، مشهور



يوهان کرايف او را از اسپرتينگ ليسبون به بارسلونا آورد. آن موقع درخشيدن در بارسا بسيار سخت بود. هر قدر هم که بازيکن خوبی بودی باز زير سايه اعجوبه 17 ساله ای به نام رونالدو قرار می گرفتی. فيگو بدون آنکه مورد توجه قرار بگيرد پله های ترقی را يکی پس از ديگری می پيمود. با رفتن کرايوف و رونالدو از بارسا اوضاع تغيير کرد. در سيستم ونگال فيگو بهترين پست ممکن را داشت. در اکثر تاکتيک های ونگال سه مهاجم – دو گوش راست و چپ و يک مهاجم نوک- حضور داشتند که در مواقع حمله دو هافبک نفوذی چپ و راست ريوالدو و انريکه) هم به آنها اضافه می شدند. مهاجم گوش راست برای فيگو بهترين پست ممکن بود. او به سرعت در اين پست بازيکن ثابت شد. در اين سيستم هافبک گوش وجود ندارد و مهاجم گوش+ مدافع کناری بايد علاوه بر وضيف خود اين خلاء را نيز پر کنند. يک مهاجم گوش در اين سيستم بايد علاوه بر وضايف يک هافبک گوش (سانتر کردن، پاس عرضی، نفوذ از کنار و ...) ، وظايف يک مهاجم را نيز انجام دهد. (قرار گرفتن در موقعيت تک به تک، شوت زدن، استفاده از سانتر های جناح مقابل...) يک مهاجم گوش بايد مهارت های زيادی داشته باشد،چون به طور هم زمان در دو پست بازی می کند. برای همين مهاجم گوش واقعی در جهان فوتبال بسيار اندک است. بعضيها بيشتر هافبک هستند ( بکهام، منديتا) و بعضی نيز بيشتر مهاجمند ( هانری، دل پيرو) فيگو در اطن پست بدون نقص بازی می کرد. تمام فاکتور ها را برای يک پوش راست مناسب داشت. و شايد برای همين بود که در بارسا هميشه گوش چپ با او مقايسه می شد و هميشه هم کمبود يک گوش چپ مناسب در سطح فيگو، ونگال را رنج می داد.
ونگال بر خلاف اکثر مربيان بزرگ دنيا به دريبل زدن اهميت زيادی می داد. و فيگو سرآمد دريبل زن های آن زمان بارسا بود. فيگو علاوه بر دريبل زدن در دو گوش زمين، مهارت دريبل زدن در وسط زمين را هم داشت. به همان راحتی که از راست و چپ نفوذ می کرد، از قلب دفاع حريف هم می توانست راهی برای تهاجم پيدا کند. علاوه اينکه با هر دو پا به راحتی سانتر می کرد، به زيبايی با روی پا شوت می زد. و شايد به همين خاطر بود که ونگال بر خلاف بقيه بازيکنان به او اجازه می داد آزادانه به هر گوشه زمين سرک بکشد. اجازه ای که هيچگاه به ريوالدو داده نشد.
سانتر های او از سانتر های معمول کمی سريعتر و تيز تر است. ( مثلا در مقايسه با ساتر های بکهام) و همين باعث می شود که مدافع فرصت کافی برای پيش بينی مسير توپ را نداشته باشد. همچنين مهاجم نيازی به ضربه زدن با شدت به توپ را ندارد. سانتر شدت کافی برای گل شدن را دارد. مهاجم فقط کافيست خود را در مسير توپ قرار دهد. سانتر های روبرتو کارلوس ورژن اغراق شده اين نوع سانتر می باشد! از ديگر مشخصات سانتر های او ارتفاع آنهاست. حدود 1 متر. اين ارتفاع بدترين ارتفاع برای مدافعان است. دور کردن اين توپ ها برای مدافعان واقعا دشوار است. اين نوع سانتر ها در مواقع ضد حمله يا مواقعی که تعداد مدافعان کم باشد يا فاصله آنها با دروازه خود نسبتا زياد باشد بسيار کارآمد است. توپ سريع و با کات تيز به محوطه بين آخرين مدافع و دروازه بان فرستاده می شود. برای مدافع دور کردن توپی با اين ارتفاع و پشت سر بسيار مشکل است. و مهاجم تنها کافيست خود را به سمت توپ پرتاب کند و سر يا پا يا هر قسمت ديگری ! از بدنش را در جهت توپ قرار دهد و مسير آن را به سمت دروازه عوض کند. فيگو و منديتا از خدايان اين نوع سانتر کردن هستند. خيلی از مدافعان برای دفع اين توپ ها راهی بهتر از باز کردن دروازه خود پيدا نمی کنند! لابد شما هم از اين صحنه ها به خاطر داريد. اگر نه کمی فوتبال ببينيد!
در اين سالها فيگو اول تحت تاثير رونالدو و بعد هم ريوالدو بود. در بازی های يورو 2000 بود که نام او به تنهايی سر زبان ها افتاد و به عنوان يک ستاره برای همگان پذيرفته شد. گل استثنايی او به ديويد سيمن مدتها تيتراژ برنامه های ورزشی بود. فيگو در آن بازی ها شايد برای اولين بار ستاره اول تيم خود بود و در هر بازی کانون توجه همه بود.
تابستان آنسال تمام هواداران بارسا منتظر حضور مثلث « فيگو- کلايورت- زندن» د رخط حمله بارسلونا بودند که...


سکرتر

  
نویسنده : MM ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ اسفند ،۱۳۸۱
تگ ها :